تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - مطالب اسفند 1389
یکشنبه 29 اسفند 1389  09:46 ب.ظ
توسط: امان ...

روزگارمان خوش است خوشترش بادا
دردکشیده ایم , بی محنت از دردمان بادا
زمستان شده ی هرروزیِ هزار اتفاق روزگاریم , روزهای بهاری مان بادا
نو نواری شکفتن بهانه و بهار شده ایم , عیدمبارکی مان بادا
بگذار این عید بیایدهرچه شد  بادا باد



عید مبارکا
دوستان بهاریم مانا باشیدو سبز


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 29 اسفند 1389
چهارشنبه 18 اسفند 1389  04:28 ب.ظ
توسط: امان ...

من ماجرای دیروز بزرگ شدنمم ، فقط کمی مونده راضی شم دربست در اختیار اخلاقیات باشم . شما را نمی دونم ، ومن خودم را خوب می دونم که راضی شدم چند روزی سر به سر خودم نزارم

 

فعلا که سازگارم ..

با این چند روز ی که قرار است بگذرد ومن کمی به خودم نزدیک و نزدیکتر شوم.

 


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 18 اسفند 1389  03:39 ب.ظ
توسط: امان ...

سرجمع همین دیروزهایی که مطلب هایم در حد دست نویس های هر روزی کناری می ماند و هی در هی کلمه هایم قورت می شد در ننوشتن هایم و تاگ بی حضور از واژه  و حرف  در خودش مرور می شد . من از سر جهد و جد زندگی را پس و پیش می کردم تا قدر خاطره هم که شده باشد روزی را در تقویم ِ زندگی ام رقم بزنم .

- درگیر مناسبتی بودم در گذر خود زندگی...

و همیشه گاهی از سرذوق ِ زندگی کردن متوجه می شویی که الزامات روزمره گی و حس وحال های ذهن مشغولی آدمی همه وهمه  فقط و فقط کمی تا قسمتی تمام دقت آدمی را دچار حس مزمن سرگیچه می کند. من فعلا به همین حس مزمن دچارم.

مسافرت بودم و مسافر همراه ی خودم بودم که همچنان طرز تلقی ام از سفر جای خود می تواند دلسوزی بهار بگیرد و حتی فصل زمستانی باشم برای خودم . ومن همچنان مسافرم...مسافر سفرهای رفته و نرفته ام ؟؟؟!!!!

 

 

تنها برای یکساله بودن تاگ بود که نوشتم ...همراهیتان را همجنان سزاوارانه در کنار خودم پاس می دارم...سپاس و درود، بدرقه ی سر سلامتیتان


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 اسفند 1389