تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - آفت آفتاب
چهارشنبه 23 تیر 1389  11:54 ب.ظ
توسط: امان ...

آفت آفتاب به اندازه ای زیاد شده است که گریبان زمین را گرفته است .از این آفتاب بالای سر و این جلوسی که بر مسند این صندلی مانده بر گوشه ی تارک آسمان آبی  چه گله ای می توان داشت ؟ هیچ ،  هیچ گله ای نیست ... هیچ

من اینجا ساکت ، کلوخ پای کوه ام که هم چنان امیدوارم این لکه سیاه گوشه جمال آفتاب را رخ نبندد و نگاه مهربان آفتاب را مستولی نکند.

من روح بلند یک داستان بلندم که این روز ها ، عرق کرده ، گوشه ای نگران ، آسمان بالای سرم هستم .

شما را نمی دانم  ولی  خدا  می داند  که  این روزها  حال  زمین  خوب  نیست  و من هم زمین زاده ام ، من هم آفتاب پرستم ، من هم دلم برای آفت آفتاب می سوزد .

این روز ها مردمان زیر دست آسمان هم چنان دستانشان زخم شده از دست دعایی که به التماس آفتاب رفته بود و می دانم کاری از دست کسی ساخته نیست .

این روزها آفتاب تقدس خود را ندارد .

این روزها ستاره هم جرات نیشخند به آفتاب پیدا کرده است .

نمی دانم یعنی ...من نمی دانم ، جایگاه آفتاب با این آفت زدگی چه می شود ؟

این روزها تکلیف آسمان با همه این زمین مشخص نیست ، زمینی که دل از آفتاب به دور کرده و به حتم این زمین قهرمان نمی خواهد و به حتم این آسمان  ابر  نمی خواهد  ، باران  نمی خواهد ، روشنی گندشده و آفت زده نمی خواهد ، این آسمان پرواز پرنده ای چون کفتار نمی خواهد  ، این آسمان این روزها پر از حرف و حدیث که پشتِ سرمانده دارد .به راستی این هیبت کدام هیئت کاذب نور است که آفت آفتاب را با تمام تکه تکه سیاهی اش هم جنان ابهت بخش باقی اش گذارده است .


  • آخرین ویرایش:-