تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - یاد گشت ابراهیم منصفی
سه شنبه 1 تیر 1389  11:23 ب.ظ
توسط: امان ...

راز محبوبیت و نفوذ "رامی " بر دل های مردمان جنوب ریشه در زیبایی عمیق ترانه ها وموسیقی و شروه های اوست .که به لطف صدای گرم و دلپذیرش جستجوی ساده و دردسترس از غم ها ، شادی ها ، آرزو ها و امیدهایمان بوده وهست که در گویش اصیل به گوشمان مهربان آمده است.

ترانه هایی که محتوایشان از عشق بود وبطن جامعه واجتماع را مال خود کرده بود و شاید عشق هایمان با مدد نوا وآوا های او بود که شکل و روی می گرفت و قد وقامت دلمان در حوالی عشق وموسیقی و شروه جان تازه ای میگرفت.

بومی ترانه های منصفی پاک ناشدنی ترین حس شور وشوق جوانی هایمان است ،او در طول حیات کوتاه خود بیش از هشتاد ترانه زیبا و ماندگار محلی را سرود که به حتم قسمتی از حافظه تاریخی موسیقی هرمزگان و جنوب را به خود مدیون ساخته است .

ابراهیم منصفی که همت شعر و ترانه را مدد گرفته بود که بستر عوالم پیوسته عشق را دلپذیر بسازد .

یادش، نامش ، روحش  و حس وحالش ماندگار...

 

 تولد 	آذر ۱۳۲۴ بندرعباس مرگ 	تیر ۱۳۷۶ بندرعباس زمینه فعالیت 	شاعر، ترانه سرا، خواننده

تولد آذر ۱۳۲۴ بندرعباس مرگ تیر ۱۳۷۶ بندرعباس زمینه فعالیت شاعر، ترانه سرا، خواننده

در سال ۱۳۲۴ در بندرعباس به دنیا آمد. او به قول خود زاده‌ی عشق زنی بود به مردی که آوازش او را سحر کرده بود. ابراهیم با جدایی زودهنگام پدر از مادر ، سال‌های کودکی و نوجوانی خود را با پدر و مادربزرگ پدری در بُتِ‌ گورن یا معبد هندوها گذراند. در سنین نوجوانی سرسپرده‌ی عشق به شعر و ترانه روی آورد. هر چند که استعدادهای دیگر او چون بازیگری و بداهه‌پردازی و طنز در نمایش‌های دبیرستانی و مراسم‌های مختلف بسیار مورد توجه قرار گرفته بود. اما بزرگترین هنر و عشق او موسیقی بود. منصفی با وجود شعرهای درخشان و عاشقانه و غزل‌های استوار و مهارت در نوشتن قصه و فیلمنامه و استعداد بازیگری، با تمام وجود به موسیقی تعلق داشت. نشان آشکار این عشق، آفرینش بیش از صد ترانه دلپذیر و ماندگار است که تعداد متنابهی از آن‌ها را با صدای خود و با همراهی گیتار ضبط نموده و به یادگار نهاده است. او با انتخاب نام شاعرانه رامی شعرهای آزاد و موزون بسیاری آفریده است. رامی در ترانه‌های خود چند گونه از گویش‌های هرمزگانی از جمله بندری، بستکی و مینابی را به کار گرفته است. یکی از ویژگی‌های ترانه‌های رامی علاوه بر زیبایی کلام و تازگی لحن، مضمون اجتماعی و مردمی آن است. انسان محور اصلی ترانه‌های اوست. گویش محلی در ترانه‌های رامی کاربردی بسیار شاعرانه و هنرمندانه دارد و سرشار از تصاویر و زیبایی‌های لفظی است. در این ترانه‌ها نام بازی‌های قدیمی و

 

سال‌های جوانی ابراهیم منصفیسال‌های جوانی ابراهیم منصفی

محلی و اشیا و زیورآلات و پوشش و معماری و نیز اصطلاحات و ترکیبات ویژه محلی به نحوی هنرمندانه به کار رفته و به این ترانه ها اصالت و استحکام و هویتی کاملاً جنوبی داده است. [1] ابراهیم منصفی، هنرمند افتاده و بی سروصدای بندرعباس، یکی از معدود کسانی است که در طی عمر نسبتاً کوتاه خود توانست با اتکا به گویش محلی و رویکرد به سوی ]]موسیقی جهانی[[، راه بکر، زیبا و پرتوانی را در ترانه سرایی بگشاید. وی تیرماه ۱۳۷۶ در بندرعباس درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. با توجه به برخی کارهای قدیمی ابراهیم منصفی که ردی از آنها روی نوار و صفحه باقی مانده، و با مقایسه‌ی این آثار با ترانه‌های دوره‌ی پختگی، می‌توان نتیجه گرفت که او هم مثل اکثر هنرمندان شهرستانی، کار خود را با دلبستگی و تکیه به موسیقی محلی آغاز کرده است. بدیهی است که موسیقی‌های قوی، پررنگ و خوش ضرب حاشیه‌ی خلیج‌فارس آن قدر جذابیت دارد که هنرمندان سرزمین‌های ساحلی را تمام و کمال شیفته‌ی خود کند. اما تشخّص ابراهیم منصفی و ارزش استثنایی کار او از نقطه‌ای آغاز می‌شود که وی راه خود را از موسیقی بومی جدا می‌کند. به عبارت دیگر، فردیت توانای او با همین فاصله‌گیررامیی از سنت سنگین محلیاست که خود را نشان می‌دهد. بدون شک منصفی هم می‌توانست مثل بسیاری از هنرمندان خوش استعداد بندرعباس، بوشهر یا شوشتر، همان نغمه‌های اجدادی را تکرار، یا اشعار محلی را جمع‌آوری و با تغییراتی بازخوانی کند. باید پرسید به چه دلیل و با چه انگیزه ای ابراهیم منصفی به گیتار دست برد؟ چرا در ترانه های خود از سازهای محلی استفاده نکرد؟ و بالاخره پرسش مهم دیگر: چرا همچنان گویش محلی را در اشعار خود نگاه داشت؟ شاید با تکیه به این دو پرسش بتوان مسیر هنری منصفی و ارزش های اساسی کار او را بهتر کاوید. یکی دیگر از هنرمندان و شاعران جنوب، حسن کرمی، در مورد آثار باقی مانده از  ابراهیم منصفی دو صفت بسیار گویا به کار برده است: "زیبا و حسرت انگیز"...

با وجود کیفیت نامناسب ضبط ‌ها، کافی است فقط بخش‌هایی از یکی دو ترانه را بشنوید تا  اصالت کار، عمق، لطافت و در یک کلمه، زیبایی آثار منصفی را حس کنید. اما به راستی  چه حسرت انگیز است وقتی در همه‌ی این ترانه‌ها استعداد، قدرت ادراک و ذوق سلیم آفریننده را می‌شنویم و حس

مقبره رامی در بهشت زهرای (باغو) بندرعباس
 

مقبره رامی در بهشت زهرای (باغو) بندرعباس

می‌کنیم و بعد به یاد می‌آوریم که او در پنجاه و دوسالگی از دنیا رفته و نخستین آلبوم ترانه‌هایش، ده سال پس از مرگش منتشر شده است. پدیده‌ی ناشناخته ماندن استعدادهای اصیل و وفادار به خود، در ایران تازگی ندارد و مطمئناً منصفی نیز یکی از آن‌هاست. در عین حال با رواج اینترنت در میان ایرانیان و به وجود آمدن فضایی کاملاً غیررسمی و دور از رسانه‌های دولتی، محافل کوچک و علاقه مند، در دنیای کم و بیش بسته‌ی خود، هنرمندان و آثاری را می‌شناسند و می‌شناسانند که با ظواهر جامعه‌ی ایرانی سخت فاصله دارد. آثار کسانی چون منصفی نیز در همین جهان غیررسمی رد و بدل شده و به تدریج هواداران فراوان یافته است اما متأسفانه، از آن دنیای زیرین و جمع و جور راه به سوی حافظه‌ی مشترک ملی گشودن، بسیار دشوار می‌نماید. ابراهیم منصفی علاوه بر فعالیت در عرصه شعر و ترانه و خوانندگی در سه فیلم کوتاه به نام‌های برکه خشک ، هجرت ، کالنگ هایم را دوست دارم و نهنگ به کارگردانی حسن بنی هاشمی بازی کرده است.

درباره رامی

«درها باز می‌شود به خانه ما پا می‌گذارد، دو تای‌اند انگار، می‌گذاردش زمین، از خودش بزرگتر است تکیه‌اش می‌دهد به دسته مبلی که شاملو در آن نشسته. می‌نشیند روی زمین کنار گیتارش، بی‌کلمه‌ای. با انگشتان هواییش آغاز می‌کند، آرام‌آرام، یکی‌شدن ساز و انسان…. طوفان به پا می‌کند. اشتیاق فضا را می‌آکند، نوای گرم مادرانه گیتار، و آواز حنجره زخمی رامی در حیرت چشم‌ها، نگاه‌ها، سکوت‌های محنت تبار ما را، از عاشیق‌ها تا تروبادورها، از کولی‌های گرانادا تا مالاگا، از سایات نووا تا مرسدس سوسا تا فرانسیس به‌بی. پیام‌آوران مهر و شفقت و دوستی، خنیاگران خسته، لحظه‌ها را نوشیدیم ساعت‌ها را لحظه بر لحظه‌ای گریست، شب شده‌است خنیاگر تنها خانه را ترک می‌کند با گیتارش این‌جا بود آیا…»

  • آیدا سرکیسیان، آذرماه ۱۳۸۴/ دهکده فردیس

رامی به تعبیری آغاز گر دور جدیدی از شعر در بندرعباس و جنوب است که بی‌شک هم ریشه در فرهنگ بومی و هم گرایش به شعر مدرن دارد . منصفی یک چهره ی واقعا ناب و ظریف بود که متاسفانه به علت فقر اقتصادی و فرهنگی در جنوب ایران او و هنرمندانی مثل او نتوانستند به جایگاهی که سزاوارش بودند، برسند.

  • منوچهر آتشی -گفت‌وگو با رادیو سوئد

نثر پر رمق و ذهنیت خلاق منصفی درباره ی شعر و موسیقی ]]هرمزگان در میزگرد شاعران نوپرداز جوان که در سال 46 به دعوت سیروس طاهباز در تهران برپا شده بود و در مجله ی فردوسی[[ زیر عنوان گفت‌وگو با شاعران سرزمین آفتاب داغ منتشر گردید. بسیار زیباتر و عمیق‌تر از دیگر شاعران حاضر هم نسل من بود . او شاعری شوریده و عاشق بود و طبعا آدم‌های مجنونی مثل من را نیز بیشتر به خود جذب می کرد.

منیع : ویکی پدیا


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 تیر 1389