تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - می نویسم تا از خودم فرار نکرده باشم!!
یکشنبه 10 بهمن 1389  08:53 ب.ظ
توسط: امان ...

...تو می نویسی ،من می نویسم  ،همه شاید نه

،همه چیز در معرض سئوال قرار می گیرد،

،همه چیز در معرض گذر و زمان و مکان قرار دارد

. زندگی من، زندگی تو ، زندگی همه.... حتماً

،زندگی هیچکس هم مثل زندگی هیچکس دیگر نیست

حتی اگر در یک زمان و در یک مکان زندگی کنند

 ما عین تفاوت هایمان را برای همدیگر شرح می دهیم ،می نویسیم ،

و مینویسیم چون زندگی های منحصر به فرد شخصی داریم .

ما داریم در معرض تجربه هایم قرار می گیریم ، یا که نه ، در معرض تجربه های نوشته شده از ،روی دست زندگی دیگری ،

زندگی آدم هایی  که تجربه هایشان تسلی است و امید .

امیدمی سازد و برای با هم بودن به احترام انتقال همین حس و حال های مشترکی مابین من و تو و دیگری به اشتراک مانده است ، با احتساب تفاوت های کاملا آشکار و پیدا. 

 مینویسم برای رسیدن خودم به خودم ،خودت به خودت ، و بالعکس   خودم به خودت و خودت به من

در تمام این سن و سال ها نوشته ام و می نویسم، می نویسم  که مرور کرده باشم  سرنوشتی که مجال تجربه کردن را به من و تو یاد آوری کرده باشد

می نویسم که فراموش نکنم این حس و هیجانی که از نوشتن می آید از کدام ولوله درونی  و اشتیاق بیرونی حکایت دارد

می نویسم که فراموش نکنم دروغ هایی که در حافظه ی کلمات ،شیوه زندگی ام شده اند  تا کجا همراهیم می کند

زندگی من وتو خوانده می شود در همین چند کلمه هایی که می نویسم ، می خوانیم و تفکر می کنیم

من این شخصی ترین خصیصه ام را دوست دارم ، این تجربه استثنایی ای که من و زندگی ام را تحت الشعاع خود دارد ، وا می دارد که شیوه زیستنم را جز بجز از میان کلمات به قضاوت بنشینم 

پس نوشتن آغاز است بر خواستگاه  زندگی و کلمه و چند حس مقدس تطیهر شده

بنویسیم آری...      


  • آخرین ویرایش:-