تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - درد دل
شنبه 15 آبان 1389  09:10 ب.ظ
توسط: امان ...

یک ابهت بزرگ در خطره ، یک آشکاری پرتجربه و یک اندیشه ی پرگذر از تکرار تجربه ...

و گناه من تکرار تجربه هاست و یاکه انسان به امر شیطان اداره جهان را به دروغ برخود واجب داشته و بدون در نظر گرفتن  مقدرات باریتعالی بی حوصله انتهای شتاب خود را می نگرد . واین دنیا با تمام کهنگی و فرسودگی صلح انگاره اش تصادم حس و حال های ما را به منظه ظهور می رساند . دنیا احساس های ما را برمی تابد و ابتذال  وحشیانه ی " یادآوری " ذهن ما را تسخیر می کند و روزمرگی ها و دورویی هایمان ما را جایی در نزدیک دسترسی امروزمان قرار می دهد.

(بیراهه تر از گذشته هول برم می دارد و گذشته دستم را به دست تکرار می سپارد .)

برای باد و انسان نوید آوردند که  : هیچ باره از تحفه ِبرگ های مرده و پلاسیده نصیب زمین نکرده ایم ، کودشان نساخته ایم ....و آشفته از توهمی که در چشمان آن زن کف خیابان ، خودت را بغل کردی و دست در جیب علامت تعجب به خود و چشمانت داده ای که کودک دیگری در آغوشش میان جدول های سیمانی تعصب و جهل تابلوی بی ریخت از نقاشی تکراری فقر را شکل داده بود.

" الانه که زمین به تپش خسته اش شک کند و توله سگ از سینه گربه بمکد و به خوابش بیاید مادرش که دعوایش می کند که درست است  که من شیرت نمی دهم  اما ابتذال تکرار نگیری که خودت را فراموش کنی و اکراه داشته باش که شیر گس گربه ، ترس به جانت از اصل و ریشه ات نیاندازد.

سگ باش و سگ بمان

 


  • آخرین ویرایش:-