تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - توهمات مورچه ای
پنجشنبه 13 آبان 1389  05:51 ب.ظ
توسط: امان ...

 

بهش بگو من دندان گرد تر از این حرفام که بشینم گوشه ای و رد اون مورچه رو بگیرم  و برم به انتها لونه شون .

من همین قدر که بفهمم می تونم  مورمور شدن حس وحال دیروزام رو کنترل کنم  به صورت سهمیه بندی شده بهت محبت می کنم .فقط کاری به کشتن اون مورچه نداشته باش خودت اذیت میشی ، میگی نه امتحان کن ، امتحانش کن که بعد نگی نگفتی وبری جون یه آدم رو بگیری که بگی میخواستم لذت کشتن رو تجربه کنم .

خیلی پاپی حس وحالم نباش،  مورچه می شم و اون وقت از گزش حرفام می سوزی و می موونی که چطوری توی چشام نگاه کنی .

چیه !!!  داری دنبال شاهد می گردی که دستان آلودت رو نشونش بدی و قیافه بگیری که تونستی کسی رو نفله کنی و خودت رو بکشی بالا فینگ فینگ خودتو تحویل بگیری . کور خووندی "مورچه کش قهار " اگه مردی برو       فیل ها را دست بنداز ، کشتنشون بیشکش  داری خودتت می بری توی ردیف آدم حسابی ها ...

دستور فیلتر میدی که مثلا" نتونستم تحویلت بگیرم  نه آقا... مورچه می یینمت .... نه آقا .... توهم گرفتم؟ این چه فرمایشی بود ...ببخشین حس وحال مورچه ای هم نمی تونه ما راضی کنه که ساکت بشینیم .

حلا راضی شو و از خر شیطون پایین بیا و این فیلترینگ رو  غلافش کن که اون وقت میتوونم بگم که می توونم تورو فیل ببینم اگه این جوری باشه همون " مورچه می بینمت " واست  کافیه ....فعلا" تا بعد


  • آخرین ویرایش:-