تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - میراث معنوی استان هرمزگان
چهارشنبه 12 آبان 1389  11:20 ب.ظ
توسط: امان ...

اسطوره ها ، افسانه ها ، آداب ورسوم ، جشن ها و بازیهای سنتی و صنایع دستی همه و همه جزء میراث معنوی و دوست داشتنی ما محسوب می شوند.

میراثی که ارزشمندی خود را از نوع افکار ، رفتار و کردار مردمان این سرزمین به وام گرفته است .

آیا با توجه به پیشینه فرهنگی و تاریخی و وجود گستردگی خرده فرهنگ ها وبافت های اقلیمی خاص دراستان هرمزگان ، وجود مجرایی ونهادیی که به طور مشخص به معرفی و ترویج این میراث های معنوی مبادرت ورزد تعریف شده است؟ آیا عملکرد حوزه فعالیتشان چقدر توانسته است این مهم را پوشش دهد ؟

هرچند در این گفتار قصد واکاوی آثار ثبتی و ابنیه های تاریخی استان نیست  و یا اینکه درباره نگهداری و پاسداشت آنها به گونه ای دیگر می بایست دقیق شد ومطلب نگاشت . اما دقت و تامل در این باب که میراث های فرهنگی و معنوی ما که از آیین و سنت های مردمان هرمزگان ریشه گرفته در چه جایگاهی می توان جستجویشان کرد می پردازیم ویا اینکه هنوزکه هنوز است  نتوانسته ایم بایسته های  این جاذبه های فرهنگی را هم ردیف آداب و سنن دیگر جاها معرفی و پاس بداریم

 

نغمه ها و آواهای هرمزگان با غنا موسیقیایی و ترانه ایی هنوز حیطه و گستردگی اش در همین جغرافیا استانی متمرکزکرده است (بعضا" تا حدودی به مدد ترانه ها و کلیپ های خوانندگان بندرعباسی  که در قالب موسیقی پاپ بوده این موضوع شکل دیگر گرفته است) برای نمونه می توان به نغمه های خراسانی ، گیلانی ، ترکی ، سیستانی ، و حتی بوشهری اشاره کرد که در رسانه ملی (!) به مراتب مورد توجه قرار می گیرد .

چرا نسبت به ثبت موسیقی هرمزگانی اقدام نمی شود ؟چرا با صراحت تکلیف خود را دراین  باب روشن نمی کنیم با آنکه می دانیم موسیقی و ترانه های  هرمزگان  و شیوه اجرای آن از تنوع وخلاقیت منحصربفردی برخوردار است وبه حتم ترانه هایی که اگر ثبت شود شناسنامه جامعه موسقیایی و بعضا" فرهنگی ما می شود. 

لالایی ها ، باسنک ها ، شروه ها همه وهمه  درد ورنج ها و شادی های مردمان ما  بوده اند اما اکنون کدام جایگاه شایسته را سهم خود کردند .

بازیها و آیین های مرتبط با وجه سرگرمی در نزد مردم هرمزگان که مصادیق بارز میراث معنوی ما می باشند ، هنوز تبین و ترویج درستی برای آن صورت نگرفته است .

بازی های محلی اگر چه گستردگی و گوناگونی زیادی دارد اما مطمنا" زمانی در همین قالب بازیها ، شخصیت پدران ما و بعضا خود ما شکل گرفته است و هنر با هم زیستن و لذت بردن در کنار هم را به ما آموخته اند . البته امروزه بازی هایی که در گذشته عمق درونیات ما را نشان می داد جایش را با ورود به عرصه عصر مدرن  به بازیهای رایانه ای تبدیل شده و دنیای کودکی ، کودکان ما را محدودتر و پراسترس کرده است .

بازیهای محلی که خاطرات زنده ای از بودن را برای کودکان ما رقم می زد اکنون  "  پلی استیشن ها " و" سه گاه ها " هستند که به خاطره ایی گنگ و رنگ باخته برای ذهنیت کودکان ما بدل شده است.

عروسکهای دست ساز مادران ما که در دست خواهرانمان بود جولان و بستر رویش تخیلاتمان می شد، اما اکنون باربی ها و مرد عنکبوتی ها جولان تخیلات کودکانمان شده است.

پوشش ها، لباس ها و دستارهای زنان هرمزگانی که  اشاره به هنر و اصالت فرهنگ جنوب دارد در نخ و خوس و رنگ و گلابتون  به حتم جزء ماندگاریهای هنر این سرزمین می باشد که می بایست مورد توجه قرار گیرد.

قصه ها و افسانه ها در رگه های شخصیتی مردمان این سامان حلول دارد ، مردم افسانه ها را می سازند و می پردازند و هم  آنها هستند که گاه با روایت آن ، گوشه های دلنشین از آیین ها و باورها و اعتقادات خود را نسل به نسل انتقال می دهند . حتی اگر خرافات در ان ریشه دوانده باشد که هست ، واقعیت های بومی و فکری و اصالت مردمان هرمزگان را روایت می کند .

افسانه های شاه پریون ، درنج و کفتار ؛نذر و زیارت و غیره ... که از همزیستی مردمان بومی و مهاجرو اقلیم خاص هرمزگان  ساخته و پرداخته شده است .افسانه هایی که روایتگر تاریخ و اجتماعیات مردمان این خطه است .افسانه هایی که هرکدام زبان مستقیم و بی واسطه واقعیت های رئال و سو رئال و سیر فکری مردمان گذشته را به صورت شفاهی تا زمان ما انتقال داده شده و این ادبیات شفاهی و غیررسمی که در توده ی محاورات مردم شکل خود را پیدا کرده است نیاز به همتی دارد که این قصه ها و به طور کلی تاریخ شفاهی هرمزگان بازنگری و بازنویسی به روز شود تا دسترسی بهتر بدان و ادبیات گفتاری این سامان به فراموشی نرود .

امروزه می بایست تلاشی انجام پذیرد که قصه های عامیانه و ضرب المثل ها همه وهمه دوباره باز بازنویسی و وارد زبان و ادبیات گفتاری  مردمان معاصر شود.چون قصه های عامیانه گذشته دیگر آن کارکرد اجتماعی گذشته را ندارد.

ما به این موضوع واقفیم که هرمزگان ، بستربالقوه وظرفیت کافی  برای  جذب گردشگر جهت رویدادهای فرهنگی را در خود دارد  ، اما باید این ظرفیت و فرصت  را پرداخت کنیم و به رویدادها یی که گردشگران را مجاب می کند این زیبایی های بصری را به تماشا بنشیند و از " دیدن " لذت ببرند ودر آن غور و تامل داشته باشند را بالا ببریم .

ما هنوز می شنویم ومی بینیم که جشن گلاب گیری در کاشان ، جشن قالی شوران در خراسان، مراسم نخل برداری در یزد و تفت و مراسم عزاداری در زنجان و دیگر مراسمات و جشنها باعث رونق گردشگری آن سامان می شود . راستی چرا ما هرمزگانی ها ازکنار این موضوعات به راحتی می گذریم ؟ مگر ما رویدادی نداریم که مردمان خودمان و شهرهای دیگر را به ذوق دیدن و تماشا وا دارد ؟

گوناگونی آیین ها در هرمزگان می تواند وجه فرهنگی استان را اعتبار بخشد . رویدادهای اصیلی که تحرک اجتماعی را به همراه دارد و حتی نیم نگاهی به رونق اقتصادی ما خواهد داشت.

ما چرا به فصل لیمو و خرماچینی توجه کافی نداریم ؟ چرا به مراسم زار و تعزیه در استان بها نمی دهیم ؟ چرا از پتانسیل جذب مراسم زار بندرلنگه به سادگی می گذریم؟ مگر میناب با این همه آیین های خاص نمی تواند این نقش را ایفا کند ؟یا آنسوتر رودان با باغات لیمو نمی تواند مراسمی چون مراسم فصل برداشت لیمو برپا کرد ؟و یا ...  

ما باید شیوه هوشمندانه ای جهت احیای فرهنگ هرمزگان در برنامه متولیان استان داشته باشیم .ما باید به ضرورت ثبت و نگهداری این میراث معنوی مان واقف باشیم .باید این ارزش ها که واقعیت های شخصیتی و فرهنگی مردمان استانمان بوده وهست را دوباره احیا کنیم .

ما باید دراین راستا طرحی نو دراندازیم و مطمنا" اکنون زمان آن است شاید فردا دیر باشد...


 


  • آخرین ویرایش:-