تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - جبهه گیری در برابر دقایق مچاله شدن
سه شنبه 27 مهر 1389  09:48 ب.ظ
توسط: امان ...

به آسیمه سری چند ، نگرانم 

 و این چند دقایق باقی مانده از رفتن ، آغوش بازکرده ام به انتظاری چند . می نویسم و می شنوم سکوت ....سکوت پر طمانینه پارکی ،برزنی و نیمکت مچاله شده ای در زاویه ی دسترسی به پارکی ، برزنی  ومن.

امروز روز شده به قانون زمین و الان من خاموش تر از این لحظه ...نگرانم و منتظر این روز ها ..خیلی دور شده ام . این روزها ازدحامی ست پر اضطراب ، ومن می دانم تف شده ام در همین فاصله ایجاد شده ، و نیز این ازدحام آدامس جویده شده ای افتاده در خاموشی ست.

(چقدر دیوار شدیم و سفت وسخت دور شدیم از  خودمان .)

کجاییم که هر رگه ایی از آشنایی اینجا تاریکی ست.اینجا نور نیست ومن باریکترین لرزش بدنم را درخت با باد جبران کرد و همچنان تاریکی ست .

سنگ های صیقل خورده ی کف پوش اینجا هر صدای کفشی را دیکته می کند و آنچنان همه را به غلط می اندازد که گویی آنچنان مردمانش پرکارند که بیکارند!!! ما پاهایم را بی ردپا نمی شناسیم .

یادمان نیست که چقدر سهم گرفته جریانی هستیم  که مچاله شدن  را تزریق می کند ؟.

نمی دانم قانونی هست که ما را مجاب  کند مثل روز و شب دیکته ی تکرار نباشیم ...شاید ما باید روزمرگی هایمان را زنده تر فریاد کنیم . خدایا مددی

پ.ن  : پراکندگی در گفتار  تعمدی ست


  • آخرین ویرایش:-