تبلیغات
تـــاگ هرمزگان - در آغوش ِناگهان این زندگی ما تکرار می شویم..
پنجشنبه 11 شهریور 1389  05:00 ب.ظ
توسط: امان ...

ومن همان خاطرات کنسرو شده کودکی هایم هستم که هی در قامت این روز و شب تکرار می شوم حتی سرد و همراه با زفتی خام آنِ همه خاطرات


یادگشت مرحوم فرهاد مهراد هم  9 شهریور بود اون که انزوای خاص یک مرد تنها را ترانه کرده بود در همان انزوا هم رفت با تمام بی صدایی خاص خودش .

دوستش داشتم به باور عمیق غریبی ِ حنجره اش

توی قاب خیس این پنجره ها / عکسی از جمعه غمگین می بینم / چه سیاهه به تنش رخت عزا / تو چشاش ابرای سنگین می بینم / داره از ابر سیاه خون می چکه / جمعه ها خون جای بارون می چکه
نفسم در نمی یاد / جمعه ها سر نمی یاد / کاش می بستم چشمامو / این ازم بر نمی یاد
جمعه وقت رفتنه / موسم دل کندنه / خنجر از پشت می زنه / اون که همراه منه

نامش گرامی  ویادش پرازصلح و آرامش


 روز جهانی وبلاگ بود، من می خواستم بهانه ای  دست خودم بدم و از وبلاگ هایی که می ستودمشان نام ببرم  والبته  تمام  خط و تصویر هایی که من را به ذوقم آورده اند زیادند  .

و دعا می کنم  برای همه وبلاگ نویس ها...

روزگارشان مستدامِ مهربانی


  • آخرین ویرایش:-